يحيى دولت آبادى

248

حيات يحيى ( فارسى )

عين الدوله كه مكرر رئيس دولت بوده و قوام السلطنه سمت منشيگرى او را داشته است بمنشى سابق خود و رئيس دولت وقت تكيه داده و او زير بازوى ويرا گرفته بواسطه درد پائى كه دارد او را به زحمت بمجلس مىرساند . بهرحال محبوسين آزاد ميشوند قوام السلطنه چند صباح بمصلحتى رئيس دولت مىشود مجلس شوراى ملى بىمحذور كار قرارداد با نمايندگان مخلوط از نمايندگان حقيقى و فرمايشى افتتاح ميگردد و از طرف ديگر احتياجى كه بوجود قوام السلطنه بوده است چنان كه در فصل بيست و نهم خواهيد خواند بر طرف مىشود و محتاج ميشوند بيك رئيس دولت داراى وجهه ملى و طرف اطمينان شاه از اين رو ميرزا حسن خان مشير الدوله رئيس الوزراء ميگردد . رياست مشير الدوله باصرار شاه است كه او بتواند حدود قانون اساسى را حفظ كند كه نگاه‌دارندهء سلطنت او بوده باشد شاه تصور مىكند اين كار در اينوقت از مشير الدوله ساخته است و خواهد توانست كه سردار سپه را وادارد در مقابل قانون اساسى سلام نظامى داده او را حاكم بر خود بداند اما در صورتى كه براى خود شاه در مقام سلطنت قدرت و اختيارى نيست براى دست‌نشاندهء وى در مقام رياست دولت چه قدرت و اختيارى خواهد بود . بهرحال سردار سپه بعد از بيرون كردن سيد ضياء الدين و متفرق ساختن جميع رفقاى كودتاى خود از صاحبمنصبان قزاق چنان كه در فصل بيست و هشتم خواهيد خواند و خاتمه يافتن كار خراسان و گيلان خود را حكمران مقتدر مستقل مملكت ميداند تمام قوا در دست اوست نفوذ قشونى به همه جاى مملكت رسيده است سلطان احمد شاه و برادرش محمد حسن ميرزاى وليعهد مقهور دست قدرت او هستند و او براى گذرانيدن وقت به آنها مدارا و حفظ صورت مىكند در اين حال اگر راضى شده است يك شخص قانونى و طرفدار مشروطه رئيس دولت باشد از روى همان مداراها و براى مصلحت است . سردار سپه به سمت وزارت جنگ گاه‌گاه در هيئت وزراء حضور ميابد براى دادن دستورهائى به آنها و مجبور هستند هرچه امر كند اطاعت نمايند .